در رمان تنفس در هوای
تازه، اورول بیانیهای علیه جنگ که آن را در نتیجه زندگی پیشرفته و مدرن این
روزگار میداند، صادر میکند و انسان وازدۀ امروزی را دعوت به بازگشت به همان
آرامش نوستالوژیکی میکند که پیش از پیشرفت دنیا و زندگی مدرنیته وجود داشته و
انسانی را که توانسته تمامی احساسات و ارزشهای انسانیاش را حفظ کند، میستاید.
شخصیت
داستان میخواهد پس از آن همه دوندگی و دغدغههای مادی و حتی گرفتاریهای زندگی
کادربندی شدۀ خانوادگی به خاطرات دوران کودکیاش برگردد و فارغ از همۀ اینها به
همان آرامش و فراغت دنیای قدیمش پناه ببرد.
آرامش!
صلح! مهربانی! عواطف! احساسات! زندگی بیدغدغه و به دور از روز مرهگی! در دنیای
مدرنی که ماشینآلات و تکنولوژی بر سر تمامی سنتها و ارزشهای والای انسانی سایه
افکنده و آنها را در خود محو و نابود کرده است، آیا جایی برای چنین واژگانی وجود
دارد؟همۀ ما در لحظات تنهایی و خلوت خود دوست داریم هوایی را تنفس کنیم که از
آلودگیهای دغدغه و دودهای دنیای مدرن و ماشین زدگی پاک باشد، اما در هر گوشهای،
زیر هر سقفی و در هر خلوتی، بار زندگی مدرن بر دوشمان چنان سنگینی میکند که احساس
خفقان می٬کنیم و یک آن هم نمیتوانیم خودمان
را از روز مرهگی وارهانیم.
0 نظر