روزهای برمه
کد شناسه :6771
روزهای برمه

اورول اندیشه های نقادانه‌اش را از دید قهرمان داستانش به زبان می آورد. شخصیت اصلی رمان روزهای برمه که خود یک تبعۀ انگلیس است از اوضاعی که بر مردم کشور برمه می‌گذرد به شدت بیزار است و در هر فرصتی از آن انتقاد می‌کند. در حالی که خود مردم برمه به این طرز زندگی عادت کرده‌اند، او نسبت به این وضعیت اظهار انزجار میکند؛ اما او آدمی ترسو است و نمی‌تواند این عقایدش را بطور آشکار نشان دهد؛ زیرا می‌داند که تمام اروپایی‌های ساکن برمه به شدت از شیوۀ حکومت بر مردم راضی و حتی طالب وارد آوردن فشار بیشتر بر آنها هستند.

اورول ترس و بزدلی قهرمان داستانش را با یک لکۀ مادرزادی روی صورتش مینمایاند که همیشه باعث شرمساری اوست و او سعی دارد آن را از دید همگان پنهان نگه دارد. لکۀ مادرزادی همچنین میتواند لکۀ ننگی بر چهرۀ حکومت بریتانیا باشد که اورول آن را به رخ حکومتی که برای دیگران قابل تقدیس است، می‌کشد.ترس قهرمان داستان، در اثر عشقی واقعی که به زندگی او راه می یابد اندکی تخفیف یافته و او شهامتی به دست می آورد تا برای یکبار به طور علنی نظرش را دربارۀ مردم برمه که در شخصیت دکتر وراسومی تجلی می‌کند، بروز دهد. اما دختری هم که او عاشقش شده، افکاری نژادپرستانه و بسیار متعصب دارد و همین افکار قهرمان داستان سرانجام باعث می‌شود در این عشق ناکام بماند.

 

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر