پسری که با پیراناها شنا کرد
کد شناسه :50352
پسری که با پیراناها شنا کرد

«استنلی» روزگار خوشی با عمو و زن‌عمویش دارد تا وقتی که عمویش خانه را به کارخانه‌ی کنسروسازی تبدیل می‌کند و استنلی مجبور است مدام کار کند و این وضع را دوست ندارد. روز تولد استنلی، زن‌عمویش او را به مرخصی می‌فرستد. همان روز با زن کولی آشنا می‌شود. زنی که توی سیرک کار می‌کند. او برای استنلی پیش‌گویی می‌کند که به‌زودی اتفاق‌های عجیب‌وغریبی در زندگی‌اش روی می‌دهد..

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر